سربانگ
رئيس جمهورها ميآيند و ميروند اما مردم آسيبپذير همچنان در رنجند. سفر رئيس جمهورها به وطن ما كه پيشتر با مازندران ملحق بود و از سال 77 به اين سو حدود ثقول مستقل يافته، هميشه جزء اتفاقات بزرگ ملي بوده است. بنيسعد مجال نيافته بيايد جناب آقاي خامنهاي در دوره رياست جمهوري به اين ديار آمد، هاشمي رفسنجاني، خاتمي هم و آقاي احمدينژاد 2 بار ... هر بار يكي از اين منتخبين ملت كه آمدند ول ولهاي در شهرها و روستاهاي براي گفتن (حاجتي خود) به نفر دوم حكومت به پا شد. سال گذشته من كه به عنوان تهيه كننده گروه تلويزيوني مركز گلستان به 3 شهر مينودشت، آزادشهر و علي آباد كتول عازم شدم هيجان مردم را براي حضور در استاديومهاي ورزشي ديدم.
به همراه رئيس جمهور، استاندار، امام جمعه شهر و محافظان رئيس جمهور در سن، نمودار بودند. سخنراني كوتاه اجرا ميشد چند و عده ساخت و ساز و شعار انرژي هستهاي و پايان مراسم.
در سال گذشته استاندار عوض شد ولي بدني استانداري و ادارات كل و ساير دستگاهها همانياند كه بودند.
وضع معيشتي اما چيز ديگري تنها توقع مردم و همه، آن است كه دست مردم در جيبشان باشد و در زير سقف- اگر شد 500 متري- خود زندگي كنند و از خرج كمر شكن دانشگاه آزاد و مخارج شكم و دارد و چه و چه برآيند.
از [گلستان] شدن استان خبري نيست از استان شدن آن چرا [گلسان آذرستا به چشمم] !
ـ باباطاهر
در استان گلستان درد استاندار خلاق، فكور، متعهد به مردم رشيد و شجاع است. استانداري كه اعتقاد به اين داشته باشد كه در هر جامعهاي هم فقير بايد باشد هم غني به درد استان نميخورد استاندار بايد به تساوي و بعد عدالت معتقد باشد. آنجاست كه استان قيافه استان را به خود خواهد گرفت و گرنه طي اين دهه و انسكاك از مازندرانيهاي انحصار طلب چيزي عايد ما نگرديده است نه خليج گرگان، نه بيابانهاي داشليبرون، مراوهتپه و مناطق مرزي، نه كوهستانهاي هزار جريب و شاهكوه، نه جنگل گلستان نه دشتهاي باشكوه و نه شهرها و روستاها هيچ كدام به حق خود نرسيدهاند و بودجهها، استعدادها و عمرها و آرزوها به باد رفتهاند مردم را از مرگ گرفتهاند تا به تب راضي باشند.
ما هيچ فرقي با مردم اروپا و آمريكا نداريم، بلكه از آنها برتريم بايد تمام امكانات و وسايل رفاهي كه سعادت و فضيلت مردم ما را تضمين ميكند در اختيار داشته باشيم انقلاب؛ يكي از اهداف اصلياش [تأمين معيشت] مردم بوده است. لامعشه له لا معادله با اخلاق فقيرانه نميشود بر دنيا سلطنت كرد و تمدن بزرگ جهاني ساخت و به جهان صادر كرد بايد در همه زمينهها اعم از دين، هنر، علم و ورزش سرآمد بود و سرآمدي تنها با اقتصاد سالم و مناسب ميسر است. با وعده و وعيدهاي سرخرمن نميشود بايد آستين بالا زد و فارغ از دستهبنديها و قوميتها، فقط براي سربلندي [ايران] همت كرد. با [تا نوك دماغ را ديدن] نميشود، بايد پذيرفت ايراني از همه بهتر است و اين بهتر بودن را به اثبات رساند بايد خواست و اين مهم نيست كه (و نباشد) كه چه كسي و چه قومي و چه رستهاي چه باندي ... بايد فراتر از اينها انديشيد. بايد همه را پذيرفت و تن به يك [آشتي ملي عظيم داد] و از همه استعدادهاي خارجي و داخلي بهره برد و از تعامل با نيروهاي درجه يك جهان نهراسيد زمان، زمان ارتباطهاي بزرگ بيسابقه و بينالمللي است بايد از 3 دهه تجربيات تلخ و شيرين آموخت و كشورهاي پيشرفته را الگو قرار داد تا به پيشرفت و تلقي رسيد وگرنه با سادهانگاري مرتكب اشتباهات تاريخي خواهيم شد كه جبران آن غيرممكن خواهد بود پديدهها تا چندي پيش، طي سده يا دهه كهنه و به حافظه تاريخ سپرده ميشدند اما در روزگار معاصر هر دو سه سال بلكه هر سال، پديدهاي ظهور ميآيد و متاع و فكر پيشين را به فراموشي ميسپارد اين مقال مطول باشد براي بعد ... اما استان ما استان تغيير و تحولات زود هنگام و بينتيجه است گلستان گويا لابراتواري هست براي پرورش نوچهها و البته سري و سروري شده براي آنها به تهران و دادن مسئوليت در سايز و اندازه ملي نظير مدير كل صدا و سيما پيشين مسعود احمدي كه حال مسئول راديو جوان است و جاي شهرام گيلآبادي نشسته است. شهرام گيل آبادي در دانشكده هنر تهران در چند واحد درسي با نگارنده هم كلاس بوده است.
درازگيسو، احمدي، مهيمني، شاعري و محمودزاده آمدند و اين آخري كه زمزمه رفتن دارد چه كردند، چرا آمدند، چرا ميروند اگر كردند چرا تحسين نشدند و اگر نكردند چرا معاخذه؟ ... به كجا چنين شتابان ... و حال رئيس جمهور آمده است شايد مديران منفعل و كارنابلد عوض شوند و كارهاي زائد و بيفايده تعطيل شود و در مقابل كارهاي تحول برانگيز و زودبازده به اجرا درآيد.
فقر- و ما ادراك فقر- از زير و روي برگهاي سبز و فريبنده اين استان غبارزدايي شود. و مردم اين ديار از داشتن اين همه بركت خدادادي، در كشور و جهان آقايي كنند ما كمتر از كشورهاي عربي كه نيستيم بلكه ... آقاي رئيس جمهور! گلستان را نامي با مسما بسازيد.
ياحق- ميثاق فخار